خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به بیان حالات عاشقانه و غمانگیز عاشقان میپردازد. شاعر از دردها و رنجهای عاشقان در برابر معشوق سخن میگوید و از ناز و ستم معشوق شکایت دارد. همچنین، از تشبیهات زیبایی مانند آفتاب و ذره، عیسی صفتان، و لعل لب برای توصیف معشوق استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات عمیق نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.
شماره ۴۳۸ - گر سگان تو انیس من محزون شده اند
گر سگان تو انیس من محزون شده اند
آهوانند که همصحبت مجنون شده اند ۱
ایکه در حلقه بزم طربی یاد آور
زان اسیران که درین دایره بیرون شده اند ۲
خاک راهند ز جور تو بتان با همه ناز
نازنینان بنگر کز ستمت چون شده اند ۳
آفتابی تو و عیسی صفتان ذره تو
خاک راهند اگر بر سر گردون شده اند ۴
تو خطان با همه جان بخشی لعل لب خوش
فتنه آن خط سبز و لب میگون شده اند ۵
دل پریشانی عشاق چو اهلی ز لب است
دردمندان تو آشفته نه اکنون شده اند ۶
آهوانند که همصحبت مجنون شده اند ۱
ایکه در حلقه بزم طربی یاد آور
زان اسیران که درین دایره بیرون شده اند ۲
خاک راهند ز جور تو بتان با همه ناز
نازنینان بنگر کز ستمت چون شده اند ۳
آفتابی تو و عیسی صفتان ذره تو
خاک راهند اگر بر سر گردون شده اند ۴
تو خطان با همه جان بخشی لعل لب خوش
فتنه آن خط سبز و لب میگون شده اند ۵
دل پریشانی عشاق چو اهلی ز لب است
دردمندان تو آشفته نه اکنون شده اند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۷ - تا دل سر زلف یار گم کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۹ - هرچند آهنین دل ما ناز بیش کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.