خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از رنجها و ناملایمات زندگی سخن میگوید. شاعر از سختیهای روزگار، بیوفایی زمانه، و دردهای عاطفی مینالد. با این حال، اشارهای به امید و تسلیم در برابر تقدیر نیز دارد. ابیات از استعارههایی مانند آهنربا، شیر، لعل، خار، و یوسف برای بیان احساسات استفاده میکنند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مضامین مانند ناامیدی و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۳۹ - هرچند آهنین دل ما ناز بیش کرد
هرچند آهنین دل ما ناز بیش کرد
آهن ربای همت ما کار خویش کرد ۱
بسی شیرهای جان بهم آمیخت روزگار
تا لعل یار شربت دلهای ریش کرد ۲
هر جانبی بقصد محبان کشید تیغ
اول مرا زمانه بد مهر پیش کرد ۳
خارم ز لب بجای رطب نوخطان دهند
بخت سیاه نوش مرا جمله نیش کرد ۴
اهلی فکند یوسف جان را بچاره غم
بیگانه با کسی نکند آنچه خویش کرد ۵
آهن ربای همت ما کار خویش کرد ۱
بسی شیرهای جان بهم آمیخت روزگار
تا لعل یار شربت دلهای ریش کرد ۲
هر جانبی بقصد محبان کشید تیغ
اول مرا زمانه بد مهر پیش کرد ۳
خارم ز لب بجای رطب نوخطان دهند
بخت سیاه نوش مرا جمله نیش کرد ۴
اهلی فکند یوسف جان را بچاره غم
بیگانه با کسی نکند آنچه خویش کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۸ - گر سگان تو انیس من محزون شده اند
گوهر بعدی:شماره ۴۴۰ - هردل که جز خیال تو در وی مقام کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.