خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه است که از حالات عاشقانه و سردرگمی‌های عاشق در فراق یار سخن می‌گوید. شاعر از گم‌شدن دل در زلف یار، مستی عقل از می عشق، و بی‌قراری دل بی‌قرار می‌سراید. همچنین، اشاره‌ای به ناپایداری دنیا و فتنه‌های آن دارد.

متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'فتنه‌ی روزگار' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۳۷ - تا دل سر زلف یار گم کرد

تا دل سر زلف یار گم کرد
سر رشته اختیار گم کرد ۱

دل در غم یار پر شود گم
بیچاره دلی که یار گم کرد ۲

عقل از می عشق مست گردید
سرمایه اعتبار گم کرد ۳

ای مرغ ز زیرکی مزن لاف
کان گل چو تو صد هزار گم کرد ۴

در خاک مگر قرار یابد
هرکو دل بیقرار گم کرد ۵

سرمایه روزگار اهلی
زان فتنه روزگار گم کرد ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۳۶ - امروز دل از آینه جان نظرت کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۸ - گر سگان تو انیس من محزون شده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.