خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیباییهای معشوق و تأثیر عمیق عشق بر دل عاشق اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند مسجد، بت، ذره، سرو و آیینه، احساسات عمیق خود را بیان میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند فتنه، قیامت و امید نیز پرداخته شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۵۵ - گر به مسجد گذری با این رخ و آن چشم مست
گر به مسجد گذری با این رخ و آن چشم مست
کافرم گر صد مسلمان را نسازی بت پرست ۱
عاقبت از هستی خود بگسلد ای آفتاب
هرکه همچون ذره دل بر رشته مهر تو بست ۲
کردیم هندوی چشم آیینه دار روی غیر
روسیاهش کردی و آیینه اش دادی به دست ۳
فتنه روز قیامت سر زند از خاک من
بر سر خاکم دمی چون سرو اگر خواهی نشست ۴
با وجود سرو نازی آن چنین بالا بلند
بسته طوبی نباشد غیر همتهای پست ۵
گر زدی سنگی به غیری بر دل دیوانه خورد
دیگران را سر شکست این سنگ و ما را دل شکست ۶
زان دهان امید نبود هیچ صاحب هستیش
با وجود هستی اهلی درین امید هست ۷
کافرم گر صد مسلمان را نسازی بت پرست ۱
عاقبت از هستی خود بگسلد ای آفتاب
هرکه همچون ذره دل بر رشته مهر تو بست ۲
کردیم هندوی چشم آیینه دار روی غیر
روسیاهش کردی و آیینه اش دادی به دست ۳
فتنه روز قیامت سر زند از خاک من
بر سر خاکم دمی چون سرو اگر خواهی نشست ۴
با وجود سرو نازی آن چنین بالا بلند
بسته طوبی نباشد غیر همتهای پست ۵
گر زدی سنگی به غیری بر دل دیوانه خورد
دیگران را سر شکست این سنگ و ما را دل شکست ۶
زان دهان امید نبود هیچ صاحب هستیش
با وجود هستی اهلی درین امید هست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۴ - برقی که ز نعل فرس سیم تنی خاست
گوهر بعدی:شماره ۳۵۶ - پیر مغان گدای درش همچو ما بسی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.