خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد و رنج عاشقانه و عاطفی سخن میگوید. شاعر از آتش غیرت، سوختن پروانهوار، یادآوری فرهاد و کوهکنی، و بوی باده و گل صحبت میکند. همچنین، اشارهای به حال و هوای شب و صبح و زیباییهای طبیعت دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به موضوعاتی مانند باده ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۳۵۴ - برقی که ز نعل فرس سیم تنی خاست
برقی که ز نعل فرس سیم تنی خاست
آهی است که از سینه خونین کفنی خاست ۱
پروانه صفت آتش غیرت جگرم سوخت
هرگه که از آن شمع بمجلس سخنی خاست ۲
بر محنت فرهاد بسی گریه که کردم
هرجا که صدای طبر کوهکنی خاست ۳
بی باده من امروز بسی تازه دماغم
بویی مگر از جانب گل پیرهنی خاست ۴
حال شب اهلی چه شناسی تو که هر صبح
چون گل ز برت غنچه لبی سیم تنی خاست ۵
آهی است که از سینه خونین کفنی خاست ۱
پروانه صفت آتش غیرت جگرم سوخت
هرگه که از آن شمع بمجلس سخنی خاست ۲
بر محنت فرهاد بسی گریه که کردم
هرجا که صدای طبر کوهکنی خاست ۳
بی باده من امروز بسی تازه دماغم
بویی مگر از جانب گل پیرهنی خاست ۴
حال شب اهلی چه شناسی تو که هر صبح
چون گل ز برت غنچه لبی سیم تنی خاست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۳ - آن سرو هرگه از نظر من گذشته است
گوهر بعدی:شماره ۳۵۵ - گر به مسجد گذری با این رخ و آن چشم مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.