خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی و جذابیت معشوق را ستایش میکند و از درد عشق و وابستگی به او سخن میگوید. شاعر خود را فدایی معشوق میداند و از هر چیزی جز او رویگردان است. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند سجده و مستی دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۰۷ - ای لعبتی که مثل تو کس در زمانه نیست
ای لعبتی که مثل تو کس در زمانه نیست
خوشتر ز صورت تو درین کارخانه نیست ۱
از زخم تیرتست مرا استخوان سفید
مت کشته توایم و ازین به نشانه نیست ۲
شیرین حکایتی است که هر چند کوهکن
جان میکند حکایت او جز فسانه نیست ۳
هرچند پا برهنه روم در رکاب تو
هیچم نوازشی بسر تازیانه نیست ۴
در سجده ام تواضع و مستی بهانه ایست
زین بهترم بسجده ساقی بهانه نیست ۵
سیرم ز خلد و گندم آدم فریب او
مرغ دل مرا هوس آب و دانه نیست ۶
اهلی مسیح اگر بفلک رفت گو برو
مارا هوای رفتن ازین آستانه نیست ۷
خوشتر ز صورت تو درین کارخانه نیست ۱
از زخم تیرتست مرا استخوان سفید
مت کشته توایم و ازین به نشانه نیست ۲
شیرین حکایتی است که هر چند کوهکن
جان میکند حکایت او جز فسانه نیست ۳
هرچند پا برهنه روم در رکاب تو
هیچم نوازشی بسر تازیانه نیست ۴
در سجده ام تواضع و مستی بهانه ایست
زین بهترم بسجده ساقی بهانه نیست ۵
سیرم ز خلد و گندم آدم فریب او
مرغ دل مرا هوس آب و دانه نیست ۶
اهلی مسیح اگر بفلک رفت گو برو
مارا هوای رفتن ازین آستانه نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۶ - بی داغ عشق یکرگ من چون چراغ نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۰۸ - در زیر زلف روی تو چون گل شکفته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.