خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد عشق، بیقراری دل، و دوری از معشوق است. شاعر از داغ عشق، اشتیاق به وصال، و بیخبری دیگران از رنج خود سخن میگوید. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند عدم و وجود دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۳۰۶ - بی داغ عشق یکرگ من چون چراغ نیست
بی داغ عشق یکرگ من چون چراغ نیست
داغی نهاده ام که دگر جای داغ نیست ۱
آشفته دل ز زلف توام با بنفشه گوی
تا ناز کم کند که مرا آن دماغ نیست ۲
امروز با وجود تو یوسف بود عدم
در پیش آفتاب مجال چراغ نیست ۳
ای بیخبر ز گریه تلخم بمن مخند
کاین چاشنی زهر ترا در ایاغ نیست ۴
من هم مرید طاعتم ای پیر ره ولی
یکساعت از سجود بتانم فراغ نیست ۵
مجنون بکوه و دشت و حریفان بباغ و گشت
صحرا گرفته را سر سودای باغ نیست ۶
اهلی بمردی و نشدی صید باز وصل
مرغی که این شکار کند غیر زاغ نیست ۷
داغی نهاده ام که دگر جای داغ نیست ۱
آشفته دل ز زلف توام با بنفشه گوی
تا ناز کم کند که مرا آن دماغ نیست ۲
امروز با وجود تو یوسف بود عدم
در پیش آفتاب مجال چراغ نیست ۳
ای بیخبر ز گریه تلخم بمن مخند
کاین چاشنی زهر ترا در ایاغ نیست ۴
من هم مرید طاعتم ای پیر ره ولی
یکساعت از سجود بتانم فراغ نیست ۵
مجنون بکوه و دشت و حریفان بباغ و گشت
صحرا گرفته را سر سودای باغ نیست ۶
اهلی بمردی و نشدی صید باز وصل
مرغی که این شکار کند غیر زاغ نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۵ - سرمه ره دردیده زان دارد که خاک پای اوست
گوهر بعدی:شماره ۳۰۷ - ای لعبتی که مثل تو کس در زمانه نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.