خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به مفاهیمی مانند رنج و بیچارگی، آزادگی، عشق و از دست دادن میپردازد. شاعر از احساساتی مانند غم، تنهایی و جستجوی معنا در زندگی سخن میگوید و از تجربیاتی مانند مستی و عشق به عنوان راهی برای فرار از رنجها یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم و رنج نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۲۵۷ - مستی که ذوق رندی و بیچارگی نیافت
مستی که ذوق رندی و بیچارگی نیافت
مستی نکرد و لذت میخوارگی نیافت ۱
آن گل کجا گشاد رخ خویش ای پری
کانجا هزار همچو تو نظارگی نیافت ۲
راه عدم گرفت دلم کز مقام غم
آزادگی جز از ره آوارگی نیافت ۳
ای برق گاه گاه وصالت مرا بسوخت
خوش آنکه گر نیافت بیکبارگی نیافت ۴
اهلی که جان فدای سر دوستان کند
کسرا به از سگ تو بغمخوارگی نیافت ۵
مستی نکرد و لذت میخوارگی نیافت ۱
آن گل کجا گشاد رخ خویش ای پری
کانجا هزار همچو تو نظارگی نیافت ۲
راه عدم گرفت دلم کز مقام غم
آزادگی جز از ره آوارگی نیافت ۳
ای برق گاه گاه وصالت مرا بسوخت
خوش آنکه گر نیافت بیکبارگی نیافت ۴
اهلی که جان فدای سر دوستان کند
کسرا به از سگ تو بغمخوارگی نیافت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۶ - تشریف کرامت اگر از لطف الهی است
گوهر بعدی:شماره ۲۵۸ - ناخورده می ز نرگس او دل خمار یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.