خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از درد عشق، جستجوی معشوق و رنجهای عاشق سخن میگوید. شاعر از دلهای خمار، زخمهای عشق، تلاشهای بیثمر و وصال نهایی میگوید و خود را در برابر جمال معشوق ناچیز میشمرد. همچنین، اشارهای به داستانهای اساطیری مانند خضر و مجنون دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات ادبی و اساطیری نیاز به دانش ادبی نسبی دارد.
شماره ۲۵۸ - ناخورده می ز نرگس او دل خمار یافت
ناخورده می ز نرگس او دل خمار یافت
تا چیده یک گل از مژه صد زخم خار یافت ۱
میکرد شمع از آتش دل بی قرار سعی
بعد از هزار سعی بکشتن قرار یافت ۲
آنرا چو من رواست که گشت چمن کند
کز خار و گل مشام دلش بوی یار یافت ۳
من ذره حقیرم و آن آفتاب حسن
هرجا نظر فکند چو من صدهزار یافت ۴
چندان ز مهر او بفلک رفت دود دل
کایینه جمال بآخر غبار یافت ۵
با انس آن غزال کنار از جهان گرفت
مجنون که آرزوی دل اندر کنار یافت ۶
سرچشمه حیات اگر شد نصیب خضر
اهلی نمی هم از مژه اشگبار یافت ۷
تا چیده یک گل از مژه صد زخم خار یافت ۱
میکرد شمع از آتش دل بی قرار سعی
بعد از هزار سعی بکشتن قرار یافت ۲
آنرا چو من رواست که گشت چمن کند
کز خار و گل مشام دلش بوی یار یافت ۳
من ذره حقیرم و آن آفتاب حسن
هرجا نظر فکند چو من صدهزار یافت ۴
چندان ز مهر او بفلک رفت دود دل
کایینه جمال بآخر غبار یافت ۵
با انس آن غزال کنار از جهان گرفت
مجنون که آرزوی دل اندر کنار یافت ۶
سرچشمه حیات اگر شد نصیب خضر
اهلی نمی هم از مژه اشگبار یافت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۷ - مستی که ذوق رندی و بیچارگی نیافت
گوهر بعدی:شماره ۲۵۹ - تا بر گل تو سنبل پر خم دمیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.