خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه از زبان عاشقی است که به معشوق خود ابراز علاقه میکند و از نگاه و توجه او بهره میبرد. شاعر از تشنگی عشق و نیاز به وصل میگوید و بیان میکند که حتی کوچکترین نشانههای عشق برایش کافی است. او به امید وصل و آرامش دل، از نالههای عاشقانه میگوید و معتقد است که یک ناله مؤثر میتواند کارساز باشد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای به کار رفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۱۳۳ - از نرگس توام نظری ای پسر بس است
از نرگس توام نظری ای پسر بس است
چشمی به من فکن که مرا یک نظر بس است ۱
گر آب خضر نیست جگر تشنه تو را
پیکان آبدار تواش در جگر بس است ۲
ای آنکه محرمی بر آن شوخ سعی کن
چندانکه نام من ببری اینقدر بس است ۳
دستم نمی رسد که به بر گیرمت ولی
دست خیال تو مرا در کمر بس است ۴
کی وصل گل به مرغ گرفتار می رسد
بویی که میرسد ز نسیم سحر بس است ۵
باشد که ناله یی بکند در دل تو کار
از صد هزار ناله یکی کارگر بس است ۶
گر خاک رهگذار تو اهلی نشد زبخت
اورا به چشم گردی از آن رهگذر بس است ۷
چشمی به من فکن که مرا یک نظر بس است ۱
گر آب خضر نیست جگر تشنه تو را
پیکان آبدار تواش در جگر بس است ۲
ای آنکه محرمی بر آن شوخ سعی کن
چندانکه نام من ببری اینقدر بس است ۳
دستم نمی رسد که به بر گیرمت ولی
دست خیال تو مرا در کمر بس است ۴
کی وصل گل به مرغ گرفتار می رسد
بویی که میرسد ز نسیم سحر بس است ۵
باشد که ناله یی بکند در دل تو کار
از صد هزار ناله یکی کارگر بس است ۶
گر خاک رهگذار تو اهلی نشد زبخت
اورا به چشم گردی از آن رهگذر بس است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۲ - آن شاخ گل که رونق سرو و سمن ازوست
گوهر بعدی:شماره ۱۳۴ - هر که در عشق بتان بی درد زیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.