خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که از درد عشق، جدایی و ناملایمات زندگی سخن میگوید. شاعر از عشق نافرجام، اشکهای بیپاسخ و رنجهای روحی خود مینویسد و از بیعدالتی و تاریکی شب هجران شکایت میکند. همچنین، او به زیباییهای طبیعت مانند گل و بلبل اشاره میکند تا احساسات خود را بیان کند.
این شعر حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و هجران نیاز به بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانان بالای 16 سال یافت میشود.
شماره ۴۵ - جایی که بجوش آرد گل بلبل زاری را
جایی که بجوش آرد گل بلبل زاری را
شاید که چو ما سوزد حسن تو هزاری را ۱
بشناس حق اشگم کز آب دو چشم من
بشکفت گل خوبی بس لاله عذاری را ۲
از جور تو گر نالم آزرده شوی ناگه
کس یار نیازارد آنگه چو تو یاری را ۳
آخر زشب هجرم صبحی نشدی روشن
گر زانکه اثر بودی صبح شب تاری را ۴
حاصل ز گل وصلم شد چهره زرد آخر
ناچار خزان آید هر باغ و بهاری را ۵
بی تیر و کمان افتد صد صید بخاک ره
گر میل شکار افتد هچون تو سواری را ۶
سوز نفس اهلی در آه حریفان نیست
کین درد نمی باشد هر سینه فکاری را ۷
شاید که چو ما سوزد حسن تو هزاری را ۱
بشناس حق اشگم کز آب دو چشم من
بشکفت گل خوبی بس لاله عذاری را ۲
از جور تو گر نالم آزرده شوی ناگه
کس یار نیازارد آنگه چو تو یاری را ۳
آخر زشب هجرم صبحی نشدی روشن
گر زانکه اثر بودی صبح شب تاری را ۴
حاصل ز گل وصلم شد چهره زرد آخر
ناچار خزان آید هر باغ و بهاری را ۵
بی تیر و کمان افتد صد صید بخاک ره
گر میل شکار افتد هچون تو سواری را ۶
سوز نفس اهلی در آه حریفان نیست
کین درد نمی باشد هر سینه فکاری را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - نبود از عاشقی بیم ملامت سینه ریشان را
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - مژده گل چه میدهی عاشق مستمند را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.