خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد عشق، رنجهای دل و بیتوجهی دیگران به احساساتش سخن میگوید. او از عشق مستانه، داغ دل، و سوختن در آتش عشق میگوید و اشاره میکند که بیان دردها به دیگران فایدهای ندارد مگر برای کسانی که خود دردمند باشند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و رنجهای روحی برای سنین پایینتر مناسب نیست.
شماره ۴۶ - مژده گل چه میدهی عاشق مستمند را
مژده گل چه میدهی عاشق مستمند را
داغ دل است هر گلی مرغ اسیر بند را ۱
دود درون من ترا دفع گزند بس بود
جان کسی چه میکنی دود دل سپند را ۲
چند ز بهر سوزمن گرم چو برق بگذری
سوختم آخر ای پسر تند مران سمند را ۳
مست نه ای، چه می چمد قد خوش تو گویا
جلوه ناز میدهی سرو قد بلند را ۴
تا بتو لاف زد پری کس نگهش نمی کند
دید بلی نمی توان مردم خودپسند را ۵
صید توام مرا کشد غیرت زلف پر خمت
کز پی صید دیگران حلقه کنی کمند را ۶
غم نخوری زسوز من گر چو سپند سوزیم
زانکه زسوختن کجا چاره بود سپند را ۷
فایده یی نمیدهد گفتن درد دل به خلق
هم تو دوا کنی مگر اهلی دردمند را ۸
داغ دل است هر گلی مرغ اسیر بند را ۱
دود درون من ترا دفع گزند بس بود
جان کسی چه میکنی دود دل سپند را ۲
چند ز بهر سوزمن گرم چو برق بگذری
سوختم آخر ای پسر تند مران سمند را ۳
مست نه ای، چه می چمد قد خوش تو گویا
جلوه ناز میدهی سرو قد بلند را ۴
تا بتو لاف زد پری کس نگهش نمی کند
دید بلی نمی توان مردم خودپسند را ۵
صید توام مرا کشد غیرت زلف پر خمت
کز پی صید دیگران حلقه کنی کمند را ۶
غم نخوری زسوز من گر چو سپند سوزیم
زانکه زسوختن کجا چاره بود سپند را ۷
فایده یی نمیدهد گفتن درد دل به خلق
هم تو دوا کنی مگر اهلی دردمند را ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵ - جایی که بجوش آرد گل بلبل زاری را
گوهر بعدی:شماره ۴۷ - جز وصل هوس نیست چو پروانه خسان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.