خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق و عشق نافرجام میگوید. او از شکستن آیینهاش به خاطر شوخی عکس معشوق، جستوجوی عشق در درونش، و تبدیل شدن سینهاش به فانوسی برای شمع دل سخن میگوید. همچنین، به کینهای که در دلش مانند شرر در سنگ است اشاره میکند و اختیار چرخ را در خصمشان بیاثر میداند.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند کینه و شکست عاطفی مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۸۹۶ - لخت لخت از یاد رویت شد دل بی کینه ام
لخت لخت از یاد رویت شد دل بی کینه ام
عاقبت از شوخی عکست شکست آیینه ام ۱
پنجهٔ عشقت درونم را ز بس کاویده است
پردهٔ فانوس شمع دل شد آخر سینه ام ۲
خصم سرکش را شکست از سینه صافی می دهم
سنگ خارا را نماید توتیا آیینه ام ۳
کی بود در خصمی ما اختیاری چرخ را
در دلش همچون شرر در سنگ باشد کینه ام ۴
عاقبت از شوخی عکست شکست آیینه ام ۱
پنجهٔ عشقت درونم را ز بس کاویده است
پردهٔ فانوس شمع دل شد آخر سینه ام ۲
خصم سرکش را شکست از سینه صافی می دهم
سنگ خارا را نماید توتیا آیینه ام ۳
کی بود در خصمی ما اختیاری چرخ را
در دلش همچون شرر در سنگ باشد کینه ام ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۵ - گلگشت چارباغ برو دوش کرده ایم
گوهر بعدی:شماره ۸۹۷ - تا ز عکست برگ گل سیما بود آیینه ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.