خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از تجربههای زیبای طبیعت و بهار سخن میگوید، اما همچنین به فراموشی خاطرات گذشته و سکوت در برابر رنج دیگران اشاره دارد. در نهایت، از جوشش درونی و هوسهای بیپایان خود میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و درونی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند هوس و فراموشی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۹۵ - گلگشت چارباغ برو دوش کرده ایم
گلگشت چارباغ برو دوش کرده ایم
سیر بهار گلشن آغوش کرده ایم ۱
تا بر رخت چو آینه بگشوده ایم چشم
در خاطر آنچه بود فراموش کرده ایم ۲
جز گوش دل به داد اسیران که می رسد؟
اظهار شکوه با لب خاموش کرده ایم ۳
در سر همیشه جوش زند بادهٔ هوس
خود را خراب ساغر سرجوش کرده ایم ۴
سیر بهار گلشن آغوش کرده ایم ۱
تا بر رخت چو آینه بگشوده ایم چشم
در خاطر آنچه بود فراموش کرده ایم ۲
جز گوش دل به داد اسیران که می رسد؟
اظهار شکوه با لب خاموش کرده ایم ۳
در سر همیشه جوش زند بادهٔ هوس
خود را خراب ساغر سرجوش کرده ایم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۴ - غمی در خاطر هر کس وطن گیرد غمین باشم
گوهر بعدی:شماره ۸۹۶ - لخت لخت از یاد رویت شد دل بی کینه ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.