خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غم و اندوه عمیق خود میگوید که در دل همهجا حضور دارد. او از یاد یار و آسمان پرستاره سخن میگوید و از اشکهای بیپایان و درد فراق مینالد. حتی پس از مرگ نیز در آرزوی وصال معشوق است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، همراه با مضامین غم و فراق، برای درک بهتر نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این احساسات ارتباط برقرار کنند.
شماره ۸۹۴ - غمی در خاطر هر کس وطن گیرد غمین باشم
غمی در خاطر هر کس وطن گیرد غمین باشم
دلی در هر کجا آید به درد اندوهگین باشم ۱
به یاد عارضی سیاره ریزد در کنارم چشم
ز دامان پر انجم آسمانی بر زمین باشم ۲
هنرور را فلک دایم ز اشک اندوهگین دارد
چو تیغ از جوهر خود تا به کی چین بر جبین باشم ۳
چو دامی کو نهان در خاک باشد تا دم محشر
پس از مردن همیشه وصل او را در کمین باشم ۴
دلی در هر کجا آید به درد اندوهگین باشم ۱
به یاد عارضی سیاره ریزد در کنارم چشم
ز دامان پر انجم آسمانی بر زمین باشم ۲
هنرور را فلک دایم ز اشک اندوهگین دارد
چو تیغ از جوهر خود تا به کی چین بر جبین باشم ۳
چو دامی کو نهان در خاک باشد تا دم محشر
پس از مردن همیشه وصل او را در کمین باشم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۳ - ضعف نگذاشت که یک ره جهد از جا آهم
گوهر بعدی:شماره ۸۹۵ - گلگشت چارباغ برو دوش کرده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.