خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه به توصیف عشق و دلدادگی شاعر به معشوق میپردازد. شاعر از عکس معشوق در آیینه، نقش صورت او در خاطره و تأثیر نور عشق در دلش سخن میگوید. آیینه در این شعر نماد بازتاب عشق و حضور همیشگی معشوق در زندگی شاعر است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیقتر از استعارهها و نمادهای شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۹۷ - تا ز عکست برگ گل سیما بود آیینه ام
تا ز عکست برگ گل سیما بود آیینه ام
جام لبریز می احمر بود آیینه ام ۱
نقش بسته صورتت در خاطرم پیش از وجود
خلوت عکس تو در خارا بود آیینه ام ۲
معنی نور علی از دل ما روشن است
در کف آن آینه سیما بود آیینه ام ۳
باشد از بس عکس رویش دلنشین، افتاده است
صفحهٔ تصویر او هر جا بود آیینه ام ۴
جام لبریز می احمر بود آیینه ام ۱
نقش بسته صورتت در خاطرم پیش از وجود
خلوت عکس تو در خارا بود آیینه ام ۲
معنی نور علی از دل ما روشن است
در کف آن آینه سیما بود آیینه ام ۳
باشد از بس عکس رویش دلنشین، افتاده است
صفحهٔ تصویر او هر جا بود آیینه ام ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۶ - لخت لخت از یاد رویت شد دل بی کینه ام
گوهر بعدی:شماره ۸۹۸ - نماید چون جرس در راه شوق شوخ بیباکم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.