خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به توصیف غم و اندوه شاعر از فراق و سردمهر ی معشوق میپردازد. قطرههای اشک او حبابگونه از چشمانش جاری میشوند و هر قطره حاوی آههای پنهان است. شاعر از درد دل و طپش قلب در شبهای هجران میگوید و اشکهایش را به گوهر و کبوتر تشبیه میکند. همچنین، او از امتزاج آب و آتش در چشمانش سخن میگوید و اشاره میکند که هر قطره اشکش حاوی فیض نور است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غم و فراق نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۸۸۲ - حباب آسا فتد از دیدهٔ تر قطره اشکم
حباب آسا فتد از دیدهٔ تر قطره اشکم
ز بس آهی نهان گردیده در هر قطره اشکم ۱
گرفت از بس دلم از سردمهریهای او امشب
بدامن بسته می ریزد چو گوهر قطرهٔ اشکم ۲
به چشم خویش دیدم امتزاج آب و آتش را
برون آورده تا از چاک دل سر قطرهٔ اشکم ۳
از آن طبلی که خورد از دل طپیدن در شب هجران
پرد از شاخ مژگان چون کبوتر قطرهٔ اشکم ۴
ز بس اندوخت فیض نور از طور دلم جویا
در گوش مه و خورشید شد هر قطرهٔ اشکم ۵
ز بس آهی نهان گردیده در هر قطره اشکم ۱
گرفت از بس دلم از سردمهریهای او امشب
بدامن بسته می ریزد چو گوهر قطرهٔ اشکم ۲
به چشم خویش دیدم امتزاج آب و آتش را
برون آورده تا از چاک دل سر قطرهٔ اشکم ۳
از آن طبلی که خورد از دل طپیدن در شب هجران
پرد از شاخ مژگان چون کبوتر قطرهٔ اشکم ۴
ز بس اندوخت فیض نور از طور دلم جویا
در گوش مه و خورشید شد هر قطرهٔ اشکم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۱ - ما دل خویش به ابروی خم آویخته ایم
گوهر بعدی:شماره ۸۸۳ - اصلا بمی شکایتی از غم نکرده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.