خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن بیان میکند که هرگز از غم و درد شکایت نکرده و در برابر مشکلات تسلیم نشده است. او خود را همدم شجاعت و استقامت میداند و امیدش را حتی در تلخکامیها حفظ کرده است. همچنین، او تأکید میکند که رازهایش را با بیگانگان در میان نگذاشته است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن، همچنین استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده، درک آن را برای کودکان دشوار میسازد. این متن更适合 افرادی که توانایی تحلیل و درک مضامین انتزاعی را دارند.
شماره ۸۸۳ - اصلا بمی شکایتی از غم نکرده ایم
اصلا بمی شکایتی از غم نکرده ایم
هرگز ز زخم شکوه به مرهم نکرده ایم ۱
ما در مصاف همدم شمشیر جرأتیم
بازوی عجز پیش کسی خم نکرده ایم ۲
پیوسته تلخ کام نشاط است امید ما
ما لب چشمی ز چاشنی غم نکرده ایم ۳
تنها ز دل بخون تمنا طپیده ایم
بیگانه را به راز تو محرم نکرده ایم ۴
هرگز ز زخم شکوه به مرهم نکرده ایم ۱
ما در مصاف همدم شمشیر جرأتیم
بازوی عجز پیش کسی خم نکرده ایم ۲
پیوسته تلخ کام نشاط است امید ما
ما لب چشمی ز چاشنی غم نکرده ایم ۳
تنها ز دل بخون تمنا طپیده ایم
بیگانه را به راز تو محرم نکرده ایم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۲ - حباب آسا فتد از دیدهٔ تر قطره اشکم
گوهر بعدی:شماره ۸۸۴ - به او نزدیکم و از شرم خود را دور پندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.