خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساس پشیمانی و غرور شکسته خود سخن میگوید. او از گناهان خود توبه کرده و از اشکهای پشیمانی صحبت میکند. همچنین، از درد عشق و رنجهای ناشی از آن مینالد و احساس میکند که لطف دوستانش مانند طوقی سنگین بر گردن اوست. او از ضعف جسمانی خود در اثر درد عشق و همچنین از عشق سوزان خود به معشوق سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۷۱ - از غرور توبه غرق معصیت تا گردنم
از غرور توبه غرق معصیت تا گردنم
تر شد از اشک پشیمانی همانا دامنم ۱
سر ز بار منت احسان نیارم راست کرد
لطف یاران طوق سنگینی شده بر گردنم ۲
بسکه کاهیدم ز درد عشق چون گرد عبیر
کرده پنهان ضعف تن در پردهٔ پیراهنم ۳
در خیال آن سر مژگان ز بس بگداختم
همچو ماهی استخوان خارییست پنهان در تنم ۴
دامنی بر آتشم جویا زند هر برگ گل
سوز عشق او یکی صد شد ز سیر گلشنم ۵
تر شد از اشک پشیمانی همانا دامنم ۱
سر ز بار منت احسان نیارم راست کرد
لطف یاران طوق سنگینی شده بر گردنم ۲
بسکه کاهیدم ز درد عشق چون گرد عبیر
کرده پنهان ضعف تن در پردهٔ پیراهنم ۳
در خیال آن سر مژگان ز بس بگداختم
همچو ماهی استخوان خارییست پنهان در تنم ۴
دامنی بر آتشم جویا زند هر برگ گل
سوز عشق او یکی صد شد ز سیر گلشنم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۰ - ما منت مرهم به جراحت نپسندیم
گوهر بعدی:شماره ۸۷۲ - من که از جوش تجلی رشک نخل ایمنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.