خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد عشق و جدایی میگوید. او از زخمهای عاطفی خود سخن میگوید و بیان میکند که با وجود غم و سوزش عشق، همچنان به معشوق وفادار است. شاعر از نگاه دیگران به معشود رنج میبرد و خود را خاکنشین غم معشوق میداند. در پایان، افسوس میخورد که نتوانسته اشکهایش را برای رسیدن به معشوق بریزد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات و اصطلاحات شعری دارد.
شماره ۸۷۰ - ما منت مرهم به جراحت نپسندیم
ما منت مرهم به جراحت نپسندیم
بر زخم جگر سوختهٔ داغ تو بندیم ۱
چون غنچه بود خرمی ما ز غم عشق
تا دل به ره دوست نبازیم، نخندیم ۲
سوزیم گه دیدن اغیار به رویت
در دفع گزند نظر بد چو سپندیم ۳
ماییم که با دیدهٔ دایم نظرباز
از حلقهٔ بگوشان خم زلف کمندیم ۴
از پستی ما رتیهٔ اقبال فزونست
ما خاک نشین غم آن سرو بلندیم ۵
افسوس که لخت جگر چند ز مژگان
امشب بمراد دل جویا نفکندیم ۶
بر زخم جگر سوختهٔ داغ تو بندیم ۱
چون غنچه بود خرمی ما ز غم عشق
تا دل به ره دوست نبازیم، نخندیم ۲
سوزیم گه دیدن اغیار به رویت
در دفع گزند نظر بد چو سپندیم ۳
ماییم که با دیدهٔ دایم نظرباز
از حلقهٔ بگوشان خم زلف کمندیم ۴
از پستی ما رتیهٔ اقبال فزونست
ما خاک نشین غم آن سرو بلندیم ۵
افسوس که لخت جگر چند ز مژگان
امشب بمراد دل جویا نفکندیم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶۹ - ز بس بالد نگه از دیدنت در چشم حیرانم
گوهر بعدی:شماره ۸۷۱ - از غرور توبه غرق معصیت تا گردنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.