خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تجربیات روحی و عرفانی خود سخن میگوید. او با ریاضت و خموشی به درک عمیقتری از وجود خود رسیده، اما این سکوت و ریاضت باعث شده بیشتر در معرض توجه و رسوایی قرار گیرد. شاعر خود را دیوانهتر و سودازده توصیف میکند و از میی سخن میگوید که او را از اندیشههای دنیوی رها کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۶۲ - بستهٔ خود بودم از فیض ریاضت وا شدم
بستهٔ خود بودم از فیض ریاضت وا شدم
برگداز خویش تا بستم کمر، دریا شدم ۱
بستن لب، بال پرواز است مرغ ناله را
تا خموشی پیشه کردم، بیشتر رسوا شدم ۲
گشته ام دیوانه تر تا سوختم داغ جنون
لاله سان گنجینه دار مایهٔ سودا شدم ۳
زان می ام جویا که در کام دل امشب ریختند
فارغ از اندیشهٔ دنیا و مافیها شدم ۴
برگداز خویش تا بستم کمر، دریا شدم ۱
بستن لب، بال پرواز است مرغ ناله را
تا خموشی پیشه کردم، بیشتر رسوا شدم ۲
گشته ام دیوانه تر تا سوختم داغ جنون
لاله سان گنجینه دار مایهٔ سودا شدم ۳
زان می ام جویا که در کام دل امشب ریختند
فارغ از اندیشهٔ دنیا و مافیها شدم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶۱ - بی تو بیگانه چو عکس رخت از هوش خودم
گوهر بعدی:شماره ۸۶۳ - بجز سر جوش می عقل آفرینی چون نمی دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.