خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از احساس بیخودی، فراموشی خود در حضور معشوق، و مستی ناشی از عشق سخن میگوید. او از مفاهیمی مانند محو شدن در عشق، حیرت، و وابستگی به معشوق استفاده میکند و خود را به عناصری مانند غنچه، آیینه، و قمری تشبیه میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایینتر نامفهوم باشد.
شماره ۸۶۱ - بی تو بیگانه چو عکس رخت از هوش خودم
بی تو بیگانه چو عکس رخت از هوش خودم
با تو چون جوهر آیینه فراموش خودم ۱
مست کیفیت خود گشته ام از دولت عشق
بیخود از نشئهٔ توحید و قدح نوش خودم ۲
حاصل محو خیالی است پریشان مغزی
جام حیرت نگهم بیخود سرجوش خودم ۳
کنج عزلت بودم غنچه صفت سینهٔ تنگ
هست دلبستگیی با لب خاموش خودم ۴
بسکه دارد به تنم رنگ تو هر قطرهٔ خون
غنچه آسا به خیال تو در آغوش خودم ۵
صد زبانست مرا در دل خونین پنهان
غنچهٔ رازم و مهر لب خاموش خودم ۶
عشق قمری صفت افکنده بگردن جویا
حلقهٔ بندگی سرو قباپوش خودم ۷
با تو چون جوهر آیینه فراموش خودم ۱
مست کیفیت خود گشته ام از دولت عشق
بیخود از نشئهٔ توحید و قدح نوش خودم ۲
حاصل محو خیالی است پریشان مغزی
جام حیرت نگهم بیخود سرجوش خودم ۳
کنج عزلت بودم غنچه صفت سینهٔ تنگ
هست دلبستگیی با لب خاموش خودم ۴
بسکه دارد به تنم رنگ تو هر قطرهٔ خون
غنچه آسا به خیال تو در آغوش خودم ۵
صد زبانست مرا در دل خونین پنهان
غنچهٔ رازم و مهر لب خاموش خودم ۶
عشق قمری صفت افکنده بگردن جویا
حلقهٔ بندگی سرو قباپوش خودم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶۰ - بشکفت، شد نشانهٔ آن تیر اگر دلم
گوهر بعدی:شماره ۸۶۲ - بستهٔ خود بودم از فیض ریاضت وا شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.