خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که دلش به نشانههای مختلفی واکنش نشان میدهد. تیر و شمشیر نماد درد و رنج هستند، اما دل شاعر همچنان به عشق و زیباییهای طبیعت مانند گلشن و بلبل پاسخ میدهد. شاعر از فراق و غمهای عاشقانه مینالد و گویی صبح قیامت را در دنیا میبیند.
این شعر دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم نمادین ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۶۰ - بشکفت، شد نشانهٔ آن تیر اگر دلم
بشکفت، شد نشانهٔ آن تیر اگر دلم
خندید، گشت زخمی شمشیر اگر دلم ۱
دارد سر شکار و چه سازم برون جهد
از صیدگاه ناشده نخجیر اگر دلم ۲
ز آب و هوای گلشن حیرت عجب مدار
نالد به سوز بلبل تصویر اگر دلم ۳
از یک خدنگ نیم کش او بخون طپد
بوده است دور ازو دو سر تیر اگر دلم ۴
در دهر شور صبح قیامت فتد، کند
شرح غم فراق تو تقریر اگر دلم ۵
خندید، گشت زخمی شمشیر اگر دلم ۱
دارد سر شکار و چه سازم برون جهد
از صیدگاه ناشده نخجیر اگر دلم ۲
ز آب و هوای گلشن حیرت عجب مدار
نالد به سوز بلبل تصویر اگر دلم ۳
از یک خدنگ نیم کش او بخون طپد
بوده است دور ازو دو سر تیر اگر دلم ۴
در دهر شور صبح قیامت فتد، کند
شرح غم فراق تو تقریر اگر دلم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵۹ - به شهربند تعلق دمی قرار ندارم
گوهر بعدی:شماره ۸۶۱ - بی تو بیگانه چو عکس رخت از هوش خودم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.