خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از درد هجران و عشق ناکام می‌نالد و حالتی آشفته و پر از غم را توصیف می‌کند. او از بی‌خبری دیگران از حالش شکایت دارد و خود را با مجنون مقایسه می‌کند. تصاویری از می‌نوشی و اشک ریختن نیز در شعر دیده می‌شود.

متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین اشاره‌هایی به می‌نوشی و حالات روحی پریشان دارد که مناسب سنین بالاتر است.

مشاهده کامل

شماره ۶۶۸ - شب که حالم زغم هجر تو دیگرگون بود

شب که حالم زغم هجر تو دیگرگون بود
بر کفم ساغر می آبلهٔ پرخون بود ۱

دیده دیدم که به خوناب جگر می غلتید
خبر از حال دلم نیست ندانم چون بود ۲

معنیی نیست در این نشئه مگر با مجنون
آنکه پنداشمتش بی خرد افلاطون بود ۳

شوخی رنگ تو می آمدم امشب بخیال
دیده ام تا به سحر جام می گلگون بود ۴

چه کشیده است ز عالم به دماغی که نداشت
آنکه از دایرهٔ باده کشان بیرون بود ۵

شأن هم چشمی جویا نبود مجنون را
هر سرشکی که چکید از مژه ام مجنون بود ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۶۷ - اگر غبار ره یار می توانی شد
گوهر بعدی:شماره ۶۶۹ - سوی گلشن شو اکسیر حیاتت گر هوس باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.