خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند رهایی از تعلقات دنیوی، جستجوی معنویت، و اهمیت فریادرسی در زندگی میپردازد. شاعر از استعارههایی مانند گلشن، بلبل، و کعبه برای بیان مفاهیم عمیق استفاده کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۶۶۹ - سوی گلشن شو اکسیر حیاتت گر هوس باشد
سوی گلشن شو اکسیر حیاتت گر هوس باشد
هوایش پر به دل نزدیک ماند نفس باشد ۱
به حسرت دل ترا از رخنه های سینه می بیند
چو آن بلبل که محو گلشن از چاک قفس باشد ۲
به راه کعبهٔ از خویش رفتن در شب هجران
دلم را نالهٔ پهلو شکافی چون جرس باشد ۳
در این وادی نیارد کامیاب صید مطلب شد
سگ نفسی که از طول املها در مرس باشد ۴
تو از نفس دنی مغلوب خست پیشگان گردی
هما در عالم دون همتی صید مگس باشد ۵
در این دوران بود فریادرس را معنیی جویا
به گوش هر که فریادت رسد فریادرس باشد ۶
هوایش پر به دل نزدیک ماند نفس باشد ۱
به حسرت دل ترا از رخنه های سینه می بیند
چو آن بلبل که محو گلشن از چاک قفس باشد ۲
به راه کعبهٔ از خویش رفتن در شب هجران
دلم را نالهٔ پهلو شکافی چون جرس باشد ۳
در این وادی نیارد کامیاب صید مطلب شد
سگ نفسی که از طول املها در مرس باشد ۴
تو از نفس دنی مغلوب خست پیشگان گردی
هما در عالم دون همتی صید مگس باشد ۵
در این دوران بود فریادرس را معنیی جویا
به گوش هر که فریادت رسد فریادرس باشد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶۸ - شب که حالم زغم هجر تو دیگرگون بود
گوهر بعدی:شماره ۶۷۰ - آن دم که باده کلفتم از سینه می برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.