خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از مولانا بیانگر این است که با ترک نفسپرستی و غبار ره عشق، میتوان به وصال معشوق رسید و از خواب غفلت بیدار شد. شاعر تأکید میکند که با فداکاری و عشق ورزیدن، میتوان به مقامات بالای معنوی دست یافت.
مفاهیم عمیق عرفانی و نیاز به درک فلسفی و ادبی برای فهم کامل شعر، آن را برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب میسازد.
شماره ۶۶۷ - اگر غبار ره یار می توانی شد
اگر غبار ره یار می توانی شد
چو صبح مطلع انوار می توانی شد ۱
به رنگ مردمک از ترک خویشتن بینی
چراغ خلوت دیدار می توانی شد ۲
اگر غبار ره جستجو توانی گشت
عبیر پیرهن یار می توانی شد ۳
به مهد کام نهنگ ار توانی آسودن
حریف عشق جگرخوار می توانی شد ۴
به چشم دل نمک شور عشق اگر ریزی
ز خواب غفلت بیدار می توانی شد ۵
چه غم، سکندر و قیصر نگشتی ار جویا
غلام حیدر کرار می توانی شد ۶
چو صبح مطلع انوار می توانی شد ۱
به رنگ مردمک از ترک خویشتن بینی
چراغ خلوت دیدار می توانی شد ۲
اگر غبار ره جستجو توانی گشت
عبیر پیرهن یار می توانی شد ۳
به مهد کام نهنگ ار توانی آسودن
حریف عشق جگرخوار می توانی شد ۴
به چشم دل نمک شور عشق اگر ریزی
ز خواب غفلت بیدار می توانی شد ۵
چه غم، سکندر و قیصر نگشتی ار جویا
غلام حیدر کرار می توانی شد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶۶ - از شور جنون هیچ کس آگاه نمی بود
گوهر بعدی:شماره ۶۶۸ - شب که حالم زغم هجر تو دیگرگون بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.