خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که در آن شاعر از تاریکی و غم میگوید و امید به ظهور خورشید و روشنایی دارد. او از دلگرفتگی و اشکها سخن میگوید، اما در نهایت به دنبال یافتن آرامش و نور است. شاعر از عشق و زیبایی نیز یاد میکند و تأثیر آن را بر زندگی توصیف مینماید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۷۴ - می رود ظلمت چو خورشید از کمین پیدا شود
می رود ظلمت چو خورشید از کمین پیدا شود
غم نهان گردد چو آن نازآفرین پیدا شود ۱
در رم گم شد دل از همراهی سیل سرشک
عاقبت در کوچه بند آستین پیدا شود ۲
شبنمی را کی بود تاب فروغ آفتاب
محو گردم هر کجا آن مه جبین پیدا شود ۳
ظلمت کلفت برد جویا زدل از یک نگاه
شمع من چون با عذار آتشین پیدا شود ۴
غم نهان گردد چو آن نازآفرین پیدا شود ۱
در رم گم شد دل از همراهی سیل سرشک
عاقبت در کوچه بند آستین پیدا شود ۲
شبنمی را کی بود تاب فروغ آفتاب
محو گردم هر کجا آن مه جبین پیدا شود ۳
ظلمت کلفت برد جویا زدل از یک نگاه
شمع من چون با عذار آتشین پیدا شود ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۳ - سرو من چون به سر شوخی انداز آمد
گوهر بعدی:شماره ۵۷۵ - می توان صد عمر داد ناله و فریاد داد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.