خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عناصر طبیعت مانند آفتاب، نور، گل، و شراب برای بیان احساسات شاعر استفاده میکند. شاعر از عشق، آرزوها، غفلت، و خجالت سخن میگوید و در نهایت به حقیقت و ایمان اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند شراب و مستی نیاز به درک بالاتری دارد.
شماره ۴۷۶ - به گردون آفتاب چون گرد دامن افشاند
به گردون آفتاب چون گرد دامن افشاند
عبیر نور این فانوس بر پیراهن افشاند ۱
شراب آرزوها مست خواب غفلتم دارد
خوی خجلت مگر مشت گلابی بر من افشاند ۲
گریبان چاک غلطد همچو گل هر غنچه از مستی
اگر ته جرعهٔ خود را به خاک گلشن افشاند ۳
ضعیفم لیک هرگز ناز گردون بر نمی دارم
من آن مورم کز استغفا به خرمن دامن افشاند ۴
نسیم از خاک بر می گیردم گر از هواداری
غبار کوی او یکبار بر فرق من افشاند ۵
حقیقت جوی جویا تا شود کام دلت شیرین
ثمرها چیند آن دستی که نخل ایمن افشاند ۶
عبیر نور این فانوس بر پیراهن افشاند ۱
شراب آرزوها مست خواب غفلتم دارد
خوی خجلت مگر مشت گلابی بر من افشاند ۲
گریبان چاک غلطد همچو گل هر غنچه از مستی
اگر ته جرعهٔ خود را به خاک گلشن افشاند ۳
ضعیفم لیک هرگز ناز گردون بر نمی دارم
من آن مورم کز استغفا به خرمن دامن افشاند ۴
نسیم از خاک بر می گیردم گر از هواداری
غبار کوی او یکبار بر فرق من افشاند ۵
حقیقت جوی جویا تا شود کام دلت شیرین
ثمرها چیند آن دستی که نخل ایمن افشاند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۵ - در شب هجران که یادت طاقت از من می برد
گوهر بعدی:شماره ۴۷۷ - دلم در رقص مانند شرر از ساز می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.