خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و شور درونی سخن میگوید، با تصاویری مانند رقص شرر، پرواز شعله و آواز دل. شاعر از رازهای نهفته در دل، ناجوانمردی خودآرایی و خموشی غنچهسان میگوید. در نهایت، دیوارها را مستعد رقص میبیند و امید به حضور معشوق در بزم دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
شماره ۴۷۷ - دلم در رقص مانند شرر از ساز می آید
دلم در رقص مانند شرر از ساز می آید
به بال شعلهٔ آواز در پرواز می آید ۱
زکنج لب به رنگ نافه از آهو فرو ریزد
ز بس آه من از دل سر به مهر راز می آید ۲
نشان ناجوانمردی بود فکر خودآرایی
کی از طاووس آید آنچه از شهباز می آید ۳
ز بس سر در گریبان خموشی غنچه سان ماندم
به گوشم از شکستن های دل آواز می آید ۴
به پای صید مطلب رشتهٔ طول امل بستی
رها هر چند سازی در کف دل باز می آید ۵
در و دیوارها را مستعد رقص می بینم
مگر جویا به بزمت امشب آن طنار می آید ۶
به بال شعلهٔ آواز در پرواز می آید ۱
زکنج لب به رنگ نافه از آهو فرو ریزد
ز بس آه من از دل سر به مهر راز می آید ۲
نشان ناجوانمردی بود فکر خودآرایی
کی از طاووس آید آنچه از شهباز می آید ۳
ز بس سر در گریبان خموشی غنچه سان ماندم
به گوشم از شکستن های دل آواز می آید ۴
به پای صید مطلب رشتهٔ طول امل بستی
رها هر چند سازی در کف دل باز می آید ۵
در و دیوارها را مستعد رقص می بینم
مگر جویا به بزمت امشب آن طنار می آید ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۶ - به گردون آفتاب چون گرد دامن افشاند
گوهر بعدی:شماره ۴۷۸ - رفتی و دل در طپش چون طایر بی بال ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.