خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و آرزوی دیدار معشوق سخن میگوید. او از تأثیر عشق بر خود و طبیعت اطراف میگوید و احساساتش را با تصاویری مانند آتش، گل، و شفق توصیف میکند.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۲۱ - تا کام خواهش از می بی غش گرفته است
تا کام خواهش از می بی غش گرفته است
برگ گلی است لعل تو کآتش گرفته است ۱
شب تا سحر هوازدهٔ آرزوی تست
گر غنچه را دماغ مشوش گرفته است ۲
تا خواهشم به نعمت دیدار دست یافت
صد بوسه زان دو لب به نمک چش گرفته است ۳
تأثیر آه ماست که هر شام از شفق
اطراف دامن فلک آتش گرفته است ۴
چون بگسلم ز یار که جویا دل مرا
با تارتار طرهٔ دلکش گرفته است ۵
برگ گلی است لعل تو کآتش گرفته است ۱
شب تا سحر هوازدهٔ آرزوی تست
گر غنچه را دماغ مشوش گرفته است ۲
تا خواهشم به نعمت دیدار دست یافت
صد بوسه زان دو لب به نمک چش گرفته است ۳
تأثیر آه ماست که هر شام از شفق
اطراف دامن فلک آتش گرفته است ۴
چون بگسلم ز یار که جویا دل مرا
با تارتار طرهٔ دلکش گرفته است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۰ - نیست چشم همتم برابر نیسان چون صدف
گوهر بعدی:شماره ۳۲۲ - نخل را باد خزان تنها نه عریان کرد و رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.