خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوعات عشق، وحدت وجود، و دوری از تعلقات دنیوی میپردازد. شاعر از تشبیهات زیبایی مانند صدف و زمرد برای بیان مفاهیم عمیق استفاده کرده و بر یگانگی عاشق و معشوق در حقیقت تأکید دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این متن نیاز به آشنایی با ادبیات و فلسفهٔ عرفانی دارد.
شماره ۳۲۰ - نیست چشم همتم برابر نیسان چون صدف
نیست چشم همتم برابر نیسان چون صدف
دانه ام همچون زمرد سبز از آب خود است ۱
عاشق و معشوق در چشم حقیقت بین یکی است
نور بر رخسارهٔ خورشید بیتاب خود است ۲
دل که از آمیزش مردم کم از بتخانه نیست
گر کند پهلو تهی از خلق محراب خود است ۳
خانهٔ چشم مرا بدنام ویرانی مباش
کاین بنای سست پی در راه سیلاب خود است ۴
از جگر جویا نشد منت کش نقد سرکش
همچو شبنم دیدهٔ عشاق سیراب خود است ۵
دانه ام همچون زمرد سبز از آب خود است ۱
عاشق و معشوق در چشم حقیقت بین یکی است
نور بر رخسارهٔ خورشید بیتاب خود است ۲
دل که از آمیزش مردم کم از بتخانه نیست
گر کند پهلو تهی از خلق محراب خود است ۳
خانهٔ چشم مرا بدنام ویرانی مباش
کاین بنای سست پی در راه سیلاب خود است ۴
از جگر جویا نشد منت کش نقد سرکش
همچو شبنم دیدهٔ عشاق سیراب خود است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۹ - آسوده دلی که بی قرار است
گوهر بعدی:شماره ۳۲۱ - تا کام خواهش از می بی غش گرفته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.