خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، جدایی، درد و رنج عاشقانه سخن میگوید. شاعر از دل شکسته، اشکها و نالههایش میگوید و از عشقی سوزان که گریبانگیر اوست. تصاویری مانند موج شمشیر، آتش عشق و زنجیر اشک، عمق درد و اندوه او را نشان میدهد.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.
شماره ۱۶۱ - دل هجران زده از سیر گلستان سیر است
دل هجران زده از سیر گلستان سیر است
دور از او موج هوابر سر ما شمشیر است ۱
نزند ال و پرش در دم حیرت رنگم
این خزان جلوه، تذرو چمن تصویر است ۲
نالهٔ العطش آمد ز نگاهش چون شمع
آتش عشق تو آنرا که گریبانگیر است ۳
گریه نگذاشت چو پروانه به گردش گردد
موج اشکم به پر و بال نگه زنجیر است ۴
آه جویا چو جرس پهلوی گردون بشکافت
نفس خستهٔ درد تو دم شمشیر است ۵
دور از او موج هوابر سر ما شمشیر است ۱
نزند ال و پرش در دم حیرت رنگم
این خزان جلوه، تذرو چمن تصویر است ۲
نالهٔ العطش آمد ز نگاهش چون شمع
آتش عشق تو آنرا که گریبانگیر است ۳
گریه نگذاشت چو پروانه به گردش گردد
موج اشکم به پر و بال نگه زنجیر است ۴
آه جویا چو جرس پهلوی گردون بشکافت
نفس خستهٔ درد تو دم شمشیر است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۰ - مست و بیخود شوخ من افتاده است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۲ - آبی ز دانهٔ عنب ای دل چشیدنی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.