خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند شیشه، شمع، و سنگ، احساسات عمیق و آشفته خود را بیان میکند. او از غم، شکست، و دشمنی سخن میگوید و تأثیرات عشق را بر دل و جان خود توصیف میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند درد و شکست نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۹۴ - برد یاد او دل غم پیشه را
برد یاد او دل غم پیشه را
جوش می برداشت از جا شیشه را ۱
شمع سان گلهای داغت بر سرم
می دواند تا کف پا ریشه را ۲
چشمش از هر جنبش مژگان شوخ
می زند یکجا به دل صد تیشه را ۳
بیشتر از اقربا بینی شکست
دشمنی چون سنگ نبود شیشه را ۴
تکیه گاه نشتر مژگان او
کرده ام جویا رگ اندیشه را ۵
جوش می برداشت از جا شیشه را ۱
شمع سان گلهای داغت بر سرم
می دواند تا کف پا ریشه را ۲
چشمش از هر جنبش مژگان شوخ
می زند یکجا به دل صد تیشه را ۳
بیشتر از اقربا بینی شکست
دشمنی چون سنگ نبود شیشه را ۴
تکیه گاه نشتر مژگان او
کرده ام جویا رگ اندیشه را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳ - گرم دارد شیخ ما با خویشتن هنگامه را
گوهر بعدی:شماره ۹۵ - گردد ز سیر صحرا کی حل مشکل ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.