خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد هجران و غمهای درونی سخن میگوید. شاعر از بیابان و پردههای دل به عنوان نمادهای مشکلات و موانع عاطفی یاد میکند و از اشکها و غمهایش مینالد. او همچنین به شبهای وصل اشاره میکند که با درد هجران همراه است و از شرمی که مانع دیدار میشود سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، موضوعات درد هجران و غمهای درونی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۹۵ - گردد ز سیر صحرا کی حل مشکل ما
گردد ز سیر صحرا کی حل مشکل ما
شد پردهٔ بیابان قفل در دل ما ۱
از خاک مقصد ما چون گرد درد خیزد
باشد ز پردهٔ دل دامان منزل ما ۲
امروز تخم اشکی مژگان ما نیفشاند
اتی همنشین چه پرسی فردا ز حاصل ما ۳
آیم ز بزم بیرون همچون شرر ز خارا
سنگین ز بار غم شد از بسکه محفل ما ۴
شبهای وصل جویا از درد هجر نالم
شرم نگه برویش گردید حایل ما ۵
شد پردهٔ بیابان قفل در دل ما ۱
از خاک مقصد ما چون گرد درد خیزد
باشد ز پردهٔ دل دامان منزل ما ۲
امروز تخم اشکی مژگان ما نیفشاند
اتی همنشین چه پرسی فردا ز حاصل ما ۳
آیم ز بزم بیرون همچون شرر ز خارا
سنگین ز بار غم شد از بسکه محفل ما ۴
شبهای وصل جویا از درد هجر نالم
شرم نگه برویش گردید حایل ما ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۴ - برد یاد او دل غم پیشه را
گوهر بعدی:شماره ۹۶ - چون حباب از بیخودی شد کام دل حاصل مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.