خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عرفانی از مولانا بیانگر مفاهیمی مانند رهایی از خود، عشق، و تناقض‌های درونی است. شیخ درگیر با خویشتن و عمامه (نماد تعلقات دنیوی) است، در حالی که شاعر خود را مانند گلی می‌داند که جامه‌ای از خود ساخته است. همچنین، اشاره‌ای به رنج عشاق و گرایش زاهد به گرمی و شور دارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر برای درک و تجزیه‌وتحلیل، به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'دست در خون می‌زنی' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۹۳ - گرم دارد شیخ ما با خویشتن هنگامه را

گرم دارد شیخ ما با خویشتن هنگامه را
کی بود از خود رهایی بستهٔ عمامه را ۱

کسوت عریان تنی را مخترع طبع من است
من چو گل از خود برون آورده ام این جامه را ۲

نامهٔ پیچیدهٔ عشاق زخم بسته است
دست در خون می زنی گر واکنی این نامه را ۳

بسکه رفتم در سخن از من اثر باقی نماند
جمله تن صرف زبان می گردد آخر خامه را ۴

کی ز دوزخ می شود راضی دلش جویا به خلد
بسکه زاهد دوست دارد گرمی هنگامه را ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۲ - بی درد بر کنار مریز آب دیده را
گوهر بعدی:شماره ۹۴ - برد یاد او دل غم پیشه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.