خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از درد و حسرت عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید. او احساس میکند که به خاطر عشق به نیکان سوزانده شده و هرگز شادی ندیده است. همچنین، از انتقاد مردم و زخمهای روحی خود سخن میگوید و اشاره میکند که مانند صفحهای غلط از نو نوشته شده است.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و حسرت ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۸ - به خون دیدهٔ حسرت سر رشته اند مرا
به خون دیدهٔ حسرت سر رشته اند مرا
زسوز عشق نکویان برشته اند مرا ۱
ندیده رنگ رخم روی سرخیی هرگز
خط جبین مگر از زر نوشته اند مرا ۲
همیشه بسته لب از عیب مردمان باشم
برای بخیهٔ این زخم رشته اند مرا ۳
جواب آن غزل «فکرت» است این جویا
«چو صفحهٔ غلط از سر نوشته اند مرا» ۴
زسوز عشق نکویان برشته اند مرا ۱
ندیده رنگ رخم روی سرخیی هرگز
خط جبین مگر از زر نوشته اند مرا ۲
همیشه بسته لب از عیب مردمان باشم
برای بخیهٔ این زخم رشته اند مرا ۳
جواب آن غزل «فکرت» است این جویا
«چو صفحهٔ غلط از سر نوشته اند مرا» ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷ - چشم بستن شمع سان بیتاب می سازد مرا
گوهر بعدی:شماره ۴۹ - ترا محرومی ارزانی زآغوش تپیدنها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.