خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر رنج‌ها و سختی‌های زندگی شاعر است که از کودکی با درد و محرومیت مواجه بوده. او از این که به جای شیر، خوناب غم نوشیده و در آغوش تپیدن‌ها (احتمالاً اشاره به زندگی پرتلاطم) آرامش یافته، سخن می‌گوید. با این حال، شاعر به این دردها به عنوان درمانی برای بی‌دردی نگاه می‌کند و از آن‌ها به عنوان مرهمی برای آرامش خود یاد می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و تجربه‌های سخت زندگی در این شعر، درک و تحلیل آن را برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار می‌سازد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و محرومیت ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۹ - ترا محرومی ارزانی زآغوش تپیدنها

ترا محرومی ارزانی زآغوش تپیدنها
مرا صحرا به صحرا می برد جوش تپیدنها ۱

به جای شیر از طفلی زبس خوناب غم خوردم
مرا گهوارهٔ راحت شد آغوش تپیدنها ۲

چنان از شش جهت افشرد سختیهای ایامم
که رفتم چون رگ یاقوت از هوش تپیدنها ۳

بحمدالله که شد دردم دوای درد بیدردی
نهد مرهم به نیش راحتم نوش تپیدنها ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۸ - به خون دیدهٔ حسرت سر رشته اند مرا
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - نباشد عقده ای در خاطر ار ابنای دنیا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.