خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از دردها و رنجهای عاطفی خود میگوید و احساس تنهایی و غربت میکند. او از عشق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید و از بیتوجهی دیگران به حالش شکایت دارد. تصاویر شعری مانند لاله، شمع، بلبل، و سرو قد برای بیان احساساتش به کار رفتهاند.
این شعر دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای ادپیچیده است که درک آن برای کودکان دشوار است. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با احساسات بیانشده در شعر ارتباط برقرار کنند.
شماره ۹۳۸ - دلم چون لاله افروزد ز داغی
دلم چون لاله افروزد ز داغی
شود روشن، چراغی از چراغی ۱
به بزم آرایی این تیره طبعان
عبث چون شمع می سوزم دماغی ۲
گل از نظاره منع او نمی کرد
اگر می داشت بلبل چشم زاغی ۳
ز شوق سرو قدی، چند نالان
روم چون آب از باغی به باغی؟ ۴
که یاد آرد سلیم از ما غریبان؟
نمی گیرد کس از عنقا سراغی ۵
شود روشن، چراغی از چراغی ۱
به بزم آرایی این تیره طبعان
عبث چون شمع می سوزم دماغی ۲
گل از نظاره منع او نمی کرد
اگر می داشت بلبل چشم زاغی ۳
ز شوق سرو قدی، چند نالان
روم چون آب از باغی به باغی؟ ۴
که یاد آرد سلیم از ما غریبان؟
نمی گیرد کس از عنقا سراغی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳۷ - به روی جوهر ذاتی چه پرده می پوشی
گوهر بعدی:شماره ۹۳۹ - در کوی عشق نیست ز اهل وفا کسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.