خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای خود میگوید، از جمله خمار، دوری از وطن، و ماتم عزیزان. او از ساقی میخواهد که با دادن شراب بیشتر یا رحم کردن به حالش، او را تسکین دهد. همچنین، به مفاهیمی مانند مروت، عاجزکشی، و خودنمایی اشاره میکند.
متن شامل مضامینی مانند شراب و مستی، غم عمیق، و مفاهیم عرفانی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی مفاهیم نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارند.
شماره ۸۹۴ - ساقی خمار دارم، یک ساغر دگر ده
ساقی خمار دارم، یک ساغر دگر ده
آبی بر آتشم زن، پیمانه بیشتر ده ۱
با ناله های مستان سامان گریه بیش است
در ماتم عزیزان، جامی به نوحه گر ده ۲
در مذهب مروت، عاجزکشی حرام است
مرغی که پر ندارد، از دام خویش سر ده ۳
از خواری وطن به، آوارگی غربت
یا رحم کن به حالم، یا رخصت سفر ده ۴
ایزد نداده هیچش سامان خودنمایی
از زلف خویش بستان مویی به آن کمر ده ۵
چون گل سلیم ما را آیینه بر نفس دار
از خویش رفتگانیم، ما را ز ما خبر ده ۶
آبی بر آتشم زن، پیمانه بیشتر ده ۱
با ناله های مستان سامان گریه بیش است
در ماتم عزیزان، جامی به نوحه گر ده ۲
در مذهب مروت، عاجزکشی حرام است
مرغی که پر ندارد، از دام خویش سر ده ۳
از خواری وطن به، آوارگی غربت
یا رحم کن به حالم، یا رخصت سفر ده ۴
ایزد نداده هیچش سامان خودنمایی
از زلف خویش بستان مویی به آن کمر ده ۵
چون گل سلیم ما را آیینه بر نفس دار
از خویش رفتگانیم، ما را ز ما خبر ده ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۳ - فغان که موی سفیدم نمود آیینه
گوهر بعدی:شماره ۸۹۵ - جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.