خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از نگاه شاعر، جهان را به چاهی تنگ تشبیه میکند که انسانها مانند کبوترانی در آن گرفتار شدهاند. شاعر از تنگی دنیا، بیعدالتی، و احساس غربت و حیرت انسان در این جهان سخن میگوید. او از سرنوشت تلخ، ناامیدی، و جستوجوی راه نجات صحبت میکند و در نهایت، به رنجهای بشری و محدودیتهای زندگی اشاره دارد.
این شعر دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۸۹۵ - جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه
جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه
درو چو قافله ی تشنه ایم بر سر چاه ۱
ز دست و پا زدن ما درین محیط چه سود
فتاده ایم به گرداب چون شناور چاه ۲
ز آسمان کند آمد شد آه من که مرا
به سوی بام بود راه خانه چون در چاه ۳
به حیرتم که شود نانم از کجا حاصل
مرا که خضر شد از بهر آب، رهبر چاه ۴
فغان ز بخت بد و تنگی جهان که بود
یکی برادر یوسف، یکی برادر چاه ۵
وطن خوش است اگر تنگنای زندان است
بود غریب فضای چمن، کبوتر چاه ۶
چه آفتاب، که هرگز ندیده یوسف ما
ستاره ای بجز از چشم گرگ بر سر چاه ۷
فلک به قید جهان پاسبان ماست سلیم
که عنکبوت بود پرده دار بر سر چاه ۸
درو چو قافله ی تشنه ایم بر سر چاه ۱
ز دست و پا زدن ما درین محیط چه سود
فتاده ایم به گرداب چون شناور چاه ۲
ز آسمان کند آمد شد آه من که مرا
به سوی بام بود راه خانه چون در چاه ۳
به حیرتم که شود نانم از کجا حاصل
مرا که خضر شد از بهر آب، رهبر چاه ۴
فغان ز بخت بد و تنگی جهان که بود
یکی برادر یوسف، یکی برادر چاه ۵
وطن خوش است اگر تنگنای زندان است
بود غریب فضای چمن، کبوتر چاه ۶
چه آفتاب، که هرگز ندیده یوسف ما
ستاره ای بجز از چشم گرگ بر سر چاه ۷
فلک به قید جهان پاسبان ماست سلیم
که عنکبوت بود پرده دار بر سر چاه ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۴ - ساقی خمار دارم، یک ساغر دگر ده
گوهر بعدی:شماره ۸۹۶ - روز و شبم اگر به حضوری چه فایده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.