خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از غم و اندوه درونی سخن میگوید و از گرد و غباری که نماد مشکلات و رنجهای زندگی است. شاعر احساس میکند که غبار ملال و درد در دلش نشسته و هیچ کس نمیتواند آن را از بین ببرد. همچنین، او از آه دل محزون و تأثیر آن بر جهان اطراف میگوید.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و نمادین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشعار کلاسیک اغلب نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی برای درک بهتر دارند.
شماره ۶۷۲ - دارد از داغ دل من خاطر مرهم غبار
دارد از داغ دل من خاطر مرهم غبار
می نشیند در دل تنگم به روی هم غبار ۱
نیست بر خاطر مرا گرد ملال از هیچ کس
همچو اخگر خود به خود گیرد دلم هر دم غبار ۲
گرد کلفت بس که می ریزد ز دامان فلک
در چمن آیینه ی گل گیرد از شبنم غبار ۳
من نمی دانم که از آه دل محزون کیست
این قدر دانم که پیچیده ست در عالم غبار ۴
گریه گرد کلفت از دل کی برد ما را سلیم
در دیار ما نمی گردد ز باران کم غبار ۵
می نشیند در دل تنگم به روی هم غبار ۱
نیست بر خاطر مرا گرد ملال از هیچ کس
همچو اخگر خود به خود گیرد دلم هر دم غبار ۲
گرد کلفت بس که می ریزد ز دامان فلک
در چمن آیینه ی گل گیرد از شبنم غبار ۳
من نمی دانم که از آه دل محزون کیست
این قدر دانم که پیچیده ست در عالم غبار ۴
گریه گرد کلفت از دل کی برد ما را سلیم
در دیار ما نمی گردد ز باران کم غبار ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۱ - صبا دعای مرا سوی می گساران بر
گوهر بعدی:شماره ۶۷۳ - گلرخان بینند هرگه بر اسیر یکدگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.