خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از گلرخان به روابط انسانی، همدردی، و الفت میان افراد میپردازد. در آن، صحنههایی از همدلی، انتقاد از ریاکاری، و اشارههایی به دوران کودکی و پیوندهای عاطفی دیده میشود. شاعر از زبان تصاویر و استعارهها برای بیان احساسات عمیق استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و استعارهها ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۶۷۳ - گلرخان بینند هرگه بر اسیر یکدگر
گلرخان بینند هرگه بر اسیر یکدگر
آفرین گویند بر هم زخم تیر یکدگر ۱
دل ز فریاد دل آید سوی زلف از کاکلش
شبروان یابند هم را از صفیر یکدگر ۲
دست در دست سبو دارم که در این روزگار
هم مگر باشند مستان دستگیر یکدگر ۳
گر لبانش الفتی دارند با هم، دور نیست
خورده اند ایام طفلی هر دو شیر یکدگر ۴
من زنم بر شیخ طعن، اهل ریا بر می فروش
ناسزا تا کی توان گفتن به پیر یکدگر؟ ۵
تنگدستان راچه حاجت درد دل گفتن سلیم
راز هم خوانند از نقش حصیر یکدگر ۶
آفرین گویند بر هم زخم تیر یکدگر ۱
دل ز فریاد دل آید سوی زلف از کاکلش
شبروان یابند هم را از صفیر یکدگر ۲
دست در دست سبو دارم که در این روزگار
هم مگر باشند مستان دستگیر یکدگر ۳
گر لبانش الفتی دارند با هم، دور نیست
خورده اند ایام طفلی هر دو شیر یکدگر ۴
من زنم بر شیخ طعن، اهل ریا بر می فروش
ناسزا تا کی توان گفتن به پیر یکدگر؟ ۵
تنگدستان راچه حاجت درد دل گفتن سلیم
راز هم خوانند از نقش حصیر یکدگر ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۲ - دارد از داغ دل من خاطر مرهم غبار
گوهر بعدی:شماره ۶۷۴ - نیستی عیش و طرب، بیگانگی کم یاد گیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.