خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، امید، صبر، و گذر زمان میپردازد. با استفاده از استعارههای زیبا مانند خورشید، سایه، مجروح عاشقان، و جام شراب، شاعر به بیان مفاهیم عمیق انسانی و عرفانی پرداخته است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات تاریخی یا اساطیری ممکن است نیاز به دانش پیشزمینه داشته باشند.
شماره ۵۴۸ - با عشق، کی مراتب امید شد بلند؟
با عشق، کی مراتب امید شد بلند؟
گردید سایه پست، چو خورشید شد بلند ۱
دارد سری به سینه ی مجروح عاشقان
هرجا که ناخنی چو مه عید شد بلند ۲
موج شراب، دام تذرو سعادت است
از فیض جام، پایه ی جمشید شد بلند ۳
تعجیل آفت است، که هم بیشتر نماند
سرو چمن که دیرتر از بید شد بلند ۴
ایام می دهد به شهان، هرچه می دهد
دست تو ای گدا به چه امید شد بلند؟ ۵
انگشت اگر کسی به لب جام زد سلیم
شور و فغان ز تربت جمشید شد بلند ۶
گردید سایه پست، چو خورشید شد بلند ۱
دارد سری به سینه ی مجروح عاشقان
هرجا که ناخنی چو مه عید شد بلند ۲
موج شراب، دام تذرو سعادت است
از فیض جام، پایه ی جمشید شد بلند ۳
تعجیل آفت است، که هم بیشتر نماند
سرو چمن که دیرتر از بید شد بلند ۴
ایام می دهد به شهان، هرچه می دهد
دست تو ای گدا به چه امید شد بلند؟ ۵
انگشت اگر کسی به لب جام زد سلیم
شور و فغان ز تربت جمشید شد بلند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۷ - سرشک شوق تو آبی به جوی ما آورد
گوهر بعدی:شماره ۵۴۹ - دلم آن زلف سیه برد و تغافل دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.