خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از حافظ، احساسات عمیق عاشقانه و معنوی را بیان میکند. شاعر از عشق و اشتیاق به معشوق، تأثیرات آن بر زندگی خود، و مفاهیمی مانند رحمت، خمار، و غم سخن میگوید. همچنین، از عناصر طبیعت مانند آب و غبار برای توصیف حالات عاطفی استفاده شده است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و معنوی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژگان و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
شماره ۵۴۷ - سرشک شوق تو آبی به جوی ما آورد
سرشک شوق تو آبی به جوی ما آورد
غبار کوی تو رنگی به روی ما آورد ۱
جهان سفله اگر داد جرعهی آبی
همان نفس چو می آن را به روی ما آورد ۲
رسید لشکر خط، عاشقان ز جا رفتند
جهان تو را به سر گفتگوی ما آورد ۳
به می فروش بگویید رحم خوش چیزیست
خمار، رعشه به دست سبوی ما آورد ۴
سلیم قطرهی آبی نمیتوان خوردن
چه دست بود که غم بر گلوی ما آورد ۵
غبار کوی تو رنگی به روی ما آورد ۱
جهان سفله اگر داد جرعهی آبی
همان نفس چو می آن را به روی ما آورد ۲
رسید لشکر خط، عاشقان ز جا رفتند
جهان تو را به سر گفتگوی ما آورد ۳
به می فروش بگویید رحم خوش چیزیست
خمار، رعشه به دست سبوی ما آورد ۴
سلیم قطرهی آبی نمیتوان خوردن
چه دست بود که غم بر گلوی ما آورد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۶ - از فروغ چهره، گلخن را چو گلشن می کند
گوهر بعدی:شماره ۵۴۸ - با عشق، کی مراتب امید شد بلند؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.