خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به بیان احساسات و تجربیات معنوی و عاشقانه میپردازد. شاعر از بینیازی عارفان، آزادی، مهر و محبت، و درد عشق سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند هلال، شعله، و تار زلف، احساسات خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۵۴۵ - بی نیازی عارفان را کارسازی می کند
بی نیازی عارفان را کارسازی می کند
سرو از آزادی خود سرفرازی می کند ۱
می گزد انگشت از ضعف وجود من هلال
شعله ی مهر و محبت جانگدازی می کند ۲
دوست گر از لطف خواهد بخیه بر زخمم زند
تار زلفش کوتهی با آن درازی می کند ۳
گرم آتشبازی ام چون دید در طفلی پدر
گفت این بدبخت، مشق عشقبازی می کند ۴
می زنم بر سینه سنگ از عشق او دایم سلیم
این چنین دیوانه خود را دلنوازی می کند ۵
سرو از آزادی خود سرفرازی می کند ۱
می گزد انگشت از ضعف وجود من هلال
شعله ی مهر و محبت جانگدازی می کند ۲
دوست گر از لطف خواهد بخیه بر زخمم زند
تار زلفش کوتهی با آن درازی می کند ۳
گرم آتشبازی ام چون دید در طفلی پدر
گفت این بدبخت، مشق عشقبازی می کند ۴
می زنم بر سینه سنگ از عشق او دایم سلیم
این چنین دیوانه خود را دلنوازی می کند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۴ - ز مرگم گر غبار غم که در دل بود، برخیزد
گوهر بعدی:شماره ۵۴۶ - از فروغ چهره، گلخن را چو گلشن می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.