خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، مرگ، غم و امید میپردازد. شاعر از احساسات عمیق خود صحبت میکند و با استفاده از تصاویر شعری مانند شمع، خاکستر و دود، مفاهیم انتزاعی را به تصویر میکشد. همچنین، اشارهای به مفاهیم فلسفی مانند رنج و آرامش پس از مرگ دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند مرگ و رنج نیاز به درک بالاتری از زندگی دارند.
شماره ۵۴۴ - ز مرگم گر غبار غم که در دل بود، برخیزد
ز مرگم گر غبار غم که در دل بود، برخیزد
چو شمع کشته از لوح مزارم دود برخیزد ۱
ز شوق او پس از مردن به خاک آرام می گیرم
که رهرو چون ز رنج ره دمی آسود، برخیزد ۲
به گلخن با همه دیوانگی، آیم به تمکینی
که خاکستر به تعظیمم ز جا چون دود برخیزد ۳
رسد چون چشم زخمی از جهان، غمگین نباید شد
ز افتادن چه غم، گر کس تواند زود برخیزد ۴
اگر از شعله ی جوعش تمام شهر درگیرد
ز یک خانه عجب کز بیم صوفی دود برخیزد ۵
سلیم افتاده کار من به مغروری که در محفل
ز خواب ناز با آواز چنگ و عود برخیزد ۶
چو شمع کشته از لوح مزارم دود برخیزد ۱
ز شوق او پس از مردن به خاک آرام می گیرم
که رهرو چون ز رنج ره دمی آسود، برخیزد ۲
به گلخن با همه دیوانگی، آیم به تمکینی
که خاکستر به تعظیمم ز جا چون دود برخیزد ۳
رسد چون چشم زخمی از جهان، غمگین نباید شد
ز افتادن چه غم، گر کس تواند زود برخیزد ۴
اگر از شعله ی جوعش تمام شهر درگیرد
ز یک خانه عجب کز بیم صوفی دود برخیزد ۵
سلیم افتاده کار من به مغروری که در محفل
ز خواب ناز با آواز چنگ و عود برخیزد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۳ - زلفت ز من حزین گریزد
گوهر بعدی:شماره ۵۴۵ - بی نیازی عارفان را کارسازی می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.