خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و علاقه خود به معشوق سخن میگوید و از لحظاتی که با او بوده و احساساتش را توصیف میکند. او از بوی نارنج و شیرینی لب معشوق یاد میکند و احساساتش را با تصاویر زیبا بیان میکند.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و تصاویر شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه احساسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
رباعی ۶۸ - من دوش قضا یار و قدر پشتم بود
من دوش قضا یار و قدر پشتم بود
نارنج زنخدان تو در مشتم بود ۱
دیدم که همی گزم لب شیرینش
بیدار چو گشتم سر انگشتم بود ۲
نارنج زنخدان تو در مشتم بود ۱
دیدم که همی گزم لب شیرینش
بیدار چو گشتم سر انگشتم بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۶۷ - با دوست به گرمابه درم خلوت بود
گوهر بعدی:رباعی ۶۹ - داد طرب از عمر بده تا برود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.