خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، انتظار، رنج و امید سخن میگوید. شاعر از داغ عشق، انتظار سوختن مانند پروانه، و روشنایی چراغ با وجود تاریکیها میسراید. همچنین، به دشواریهای راه و نیاز به راهنما اشاره میکند و بیان میکند که گاهی چراغ هدایت از جای غیرمنتظرهای روشن میشود.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'طواف کعبه و بتخانه' ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵۲۷ - لاله ای هرجا که بیند، داغ ما روشن شود
لاله ای هرجا که بیند، داغ ما روشن شود
همچو چشم آشنا کز آشنا روشن شود ۱
انتظار سوختن بی طاقتان را مشکل است
می کشد پروانه خود را شمع تا روشن شود ۲
از قفای خضر، هرگز یک قدم کی می رود
راهرو را گر سواد نقش پا روشن شود ۳
از طواف کعبه و بتخانه فیضی رو نداد
تا چراغ تیره بختان از کجا روشن شود ۴
نیست ممکن کز غبار کلفت دوران سلیم
اختر ما چون چراغ آسیا روشن شود ۵
همچو چشم آشنا کز آشنا روشن شود ۱
انتظار سوختن بی طاقتان را مشکل است
می کشد پروانه خود را شمع تا روشن شود ۲
از قفای خضر، هرگز یک قدم کی می رود
راهرو را گر سواد نقش پا روشن شود ۳
از طواف کعبه و بتخانه فیضی رو نداد
تا چراغ تیره بختان از کجا روشن شود ۴
نیست ممکن کز غبار کلفت دوران سلیم
اختر ما چون چراغ آسیا روشن شود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۶ - هرکه شوق طایر وصل تو صیادش کند
گوهر بعدی:شماره ۵۲۸ - بر رخت راه نگاه از گلستان بیرون رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.