خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از مفاهیمی مانند عشق، وصل، آزادی، مرگ و یادبود سخن میگوید. شاعر از عشق به معشوق، رنجهای عاشقی، و بیاعتنایی روزگار میگوید و آرزو میکند که پس از مرگ، کسی او را به یاد آورد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشارههایی به مرگ و اندوه وجود دارد که برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۵۲۶ - هرکه شوق طایر وصل تو صیادش کند
هرکه شوق طایر وصل تو صیادش کند
غیر عنقا هرچه در دام آید، آزادش کند ۱
غیر تیشه حربه ای خسرو نمی گیرد به دست
اندکی مانده که شیرین همچو فرهادش کند ۲
روزگارم قدر نشناسد ز نادانی، که طفل
گنج نامه گر بیابد، کاغذ بادش کند ۳
مرغ ما را تاب بی پروایی صیاد نیست
کاشکی بر گرد سر گردانده آزادش کند ۴
از فراموشان زیر خاک بودن مشکل است
وقت آن کس خوش که چون میرد، کسی یادش کند ۵
هرکه بیمار غم عشق بتان باشد سلیم
بر سر بالین اجل بنشیند و یادش کند ۶
غیر عنقا هرچه در دام آید، آزادش کند ۱
غیر تیشه حربه ای خسرو نمی گیرد به دست
اندکی مانده که شیرین همچو فرهادش کند ۲
روزگارم قدر نشناسد ز نادانی، که طفل
گنج نامه گر بیابد، کاغذ بادش کند ۳
مرغ ما را تاب بی پروایی صیاد نیست
کاشکی بر گرد سر گردانده آزادش کند ۴
از فراموشان زیر خاک بودن مشکل است
وقت آن کس خوش که چون میرد، کسی یادش کند ۵
هرکه بیمار غم عشق بتان باشد سلیم
بر سر بالین اجل بنشیند و یادش کند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۵ - فغان کز دیر، زاهد سبحه را بگسسته می آرد
گوهر بعدی:شماره ۵۲۷ - لاله ای هرجا که بیند، داغ ما روشن شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.