خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند ناامیدی، عشق، و تلاشهای بیثمر در زندگی میپردازد. شاعر از ناکامیهای خود در دریافت کمک از دیگران، بیاعتباری قدرت و ثروت، و ماهیت پاککنندهی عشق سخن میگوید. همچنین، اشارهای به تسلیمناپذیری در عشق و ناتوانی در رسیدن به آرزوها دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تلاشهای بیثمر نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۴۹۳ - هیچ کس یک قطره آبم غیر چشم تر نداد
هیچ کس یک قطره آبم غیر چشم تر نداد
خواستم گر آتش از همسایه، خاکستر نداد ۱
اعتباری دولت جمشید را پیدا نشد
تاک تا از دودمان خود به او دختر نداد! ۲
کار عشق این است کز دل ها زداید تیرگی
هیچ کس آیینه ی روشن به روشنگر نداد ۳
نسبتی در عاشقی ما را به مرغ بسمل است
تا ز ما صیاد سر نگرفت، ما را سر نداد ۴
از فلک نتوان به افسون یافت کام دل سلیم
مار هرگز مهره ی خود را به افسونگر نداد ۵
خواستم گر آتش از همسایه، خاکستر نداد ۱
اعتباری دولت جمشید را پیدا نشد
تاک تا از دودمان خود به او دختر نداد! ۲
کار عشق این است کز دل ها زداید تیرگی
هیچ کس آیینه ی روشن به روشنگر نداد ۳
نسبتی در عاشقی ما را به مرغ بسمل است
تا ز ما صیاد سر نگرفت، ما را سر نداد ۴
از فلک نتوان به افسون یافت کام دل سلیم
مار هرگز مهره ی خود را به افسونگر نداد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۲ - دلم چون هاله دامی از پی صید مهی دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۹۴ - جلوه را زیور نباید چون به آیین می رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.